محمد مفيد مستوفى بافقى

50

جامع مفيدى ( فارسى )

مرقوم سازد و از تطويل احتراز نموده شيوهء ستودهء ارباب تواريخ را پيشنهاد همت سازد تا راه حرف عيب‌جويان بسته گردد . ذكر احوال حضرت معارف پناهى شاه نعيم الدين نعمت الله ثانى بر سبيل اجمال آن حضرت ولايت منزلت [ 43 ب ] سرور اولاد امجاد كاشف اسرار ازلى شاه نور الدين نعمت اللّه ولى و مرجع اشراف طبقات انسانى بود . باطن خجسته ميامنش مهبط انوار ولايت و ارشاد و خاطر فرخنده اثرش مظهر آثار هدايت و اجتهاد . ذات فايض البركاتش باصناف فضايل و كمالات موصوف ، روزگار فرخنده آثارش باحياى سنن سنيهء آباء بزرگوار مصروف ، نظم : شاه ثانى سيد عالىتبار * نعمت اللّه ولى را يادگار مرتضاى ملكت امن‌وامان * ملتجاى پادشاهان زمان هم به ظاهر پادشاه ملك دين * هم بمعنى پير ارباب يقين درگاه كرامت پناهش آرامگاه سلاطين و آستان ملايك آشيانش ملاذ خواقين ، قطعه : قطب عالم غوث اعظم آنكه هرروز آفتاب * بوسد از تعظيم خاك روضهء جان پرورش خازن جنت بزلف حور روبد هرصباح * گرد از رخسار شاهان چون نشيند بر درش چون صيت كرامت و آوازهء [ 44 الف ] ولايت آن هادى سبيل ارشاد به اطراف جهان اشتهار يافت و شمه‌اى از آن بعرض پادشاه اخلاص‌آيين ميرزا جهانشاه كه فرمانفرماى آذربايجان و عراقين و فارس و كرمان بود رسيد داعيهء آن نمود كه دست اخلاص در دامن متابعت آن كاشف اسرار الهى زده صبيهء صلبيهء خود را كه درة التاج صدف شهريارى و زهرهء اوج شرف و نامدارى بود و خانم نام داشت در سلك ازدواج آن‌جناب انتظام دهد ، و از سرچشمهء باطن خجسته ميامنش استفاضهء